تبليغاتX
نگین 1400 - مادر

مادر زمين

زمين مانند دست زبر مادر

ترك دارد تمام پينه هايش

شكسته چيني احساسش از غم

ولي هرگز نمي ريزد صدايش

پر از چين است و چركين صورت او

لباسش چون گداها وصله دارد

نگاهش مانده در دود و ترافيك

و دارد غصه ها را مي شمارد

به جاي خنده ديگر بر لبانش

نشسته زخم زرد خشك سالي

نمي رويد ز فكرش شعر گندم

دو دستش مانده از پروانه خالي

و من :

خدايا كاش باران مي شدم تا

تمام غصه هايش را بشويم

برويد بر لبش لبخند شادي

دوباره من به او "مادر"بگويم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 8:58  توسط نگين | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
با سلام
ممنون از انتخاب خوبتون! وبلاگ نگین1400 بهترین آرزو ها رو برای شما داره

نوشته های پیشین
دی 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
پیوندها
حاج امید
دلکده
قاصدک امید
آزادی برای همه
عاشق دل شکسته
نگین 84
قایق کاغذی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM