![]() |
![]() |
|
|
مادر زمين زمين مانند دست زبر مادر ترك دارد تمام پينه هايش شكسته چيني احساسش از غم ولي هرگز نمي ريزد صدايش پر از چين است و چركين صورت او لباسش چون گداها وصله دارد نگاهش مانده در دود و ترافيك و دارد غصه ها را مي شمارد به جاي خنده ديگر بر لبانش نشسته زخم زرد خشك سالي نمي رويد ز فكرش شعر گندم دو دستش مانده از پروانه خالي و من : خدايا كاش باران مي شدم تا تمام غصه هايش را بشويم برويد بر لبش لبخند شادي دوباره من به او "مادر"بگويم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 8:58 توسط نگين |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با سلام
ممنون از انتخاب خوبتون! وبلاگ نگین1400 بهترین آرزو ها رو برای شما داره |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 |
| پیوندها |
|
حاج امید دلکده قاصدک امید آزادی برای همه عاشق دل شکسته نگین 84 قایق کاغذی |
|
RSS
|