تبليغاتX
نگین 1400

الهي

كدامين كهكشان بر گرد تو گشت و واله و حيران تو نگشت؟

كدامين نيلوفر آبي به عشق تو سر فرا آورد و جاذبه مهر تو را ديد و به بركه گريخت ؟

معشوقا :

كدامين انسان پيشاني عشق بر خاك ربوبيت تو سائيد و دل به ديگري سپرد ؟

دلبرا :

كدامين پروانه ، شعله هاي ملتهب جمال تو ديد و به ظلمت پناه برد؟

ربا :

كدامين مربي كلامي با تو گفت و لب از صحبت ديگران ننهفت ؟

خدايا !!

مباد كه عندليب دلم غزلخوان بستاني ديگر گردد.

خدايا!!

مرغ دلم كه در دام توست مباد كه ياد آشيان كند.

نكند كه روزي از من بتابي و نشود كه نگاه حيرانم را منتظر بگذاري.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 11:49  توسط نگين | 
سلام
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 18:49  توسط نگين | 

نامه اي به خدا

 

اي زيباترين غزل زندگي ، هنگامي كه مي خواهم از تو براي تو بنويسم قلم از ابهت نامت بر اصطكاك صفحه غلبه نمي كند. در خود مي نگرم كه تركيب عقل و احساس چگونه عاجزانه تو را مي خواند و كاش مي توانست تو را آنچنان كه شايسته است ، بخواند.

اي زمزمه دل نواز بر لب هاي سوخته گان ، چشمان منتظرم را كه ملتمسانه به آسمان پر ستاره ات دوخته شده ، روشني دوباره بخش.

خستگي پاهايم را كه كهكشان فاصله ميان من و تو را خالصانه مي پيمايد ، پذيرا باش. شتاب تند شونده نقش هايم را درياب. آن گاه كه تو را در قلب خود احساس مي كنم.گرماي حضورت در دلم آتش طلب را شعله ور مي سازد .

اي طلوع بي غروب مگذار در آينه دلم تصويري از غروب اميد منعكس شود.

نمي خواهم بر سطح شيبدار از انحطاط قرار گيرم بلكه آرزوي من گسست از ژرفاي خيال و پيوست به غايت حقيقت است. تو چه هستي كه خود را آگاه در قالب تراوش هاي ذهني و گاه پژواك فريادي از پس كوه ها به من مي نماياني.

خواست تو تعبيه خواب هاي مشوش من است و اراده تو در تحقق آرزوهاي به فلاهر دست نيافتني نمود پيدا مي كند. نگذار انرژي دروني من در كشاكش روزگار ، به سمت صفحه ميل كند . بگذار از پشت منشور به حركت دوار زندگي بنگرم و به زيبايي هفت رنگ رنگين كمان لبخند بزنم.

فرياد ندامت و پشيماني مرا انعكاسي جز بخشايش تو نيست. تو با دميدن روح در كالبد انسان چه كردي كه نجواي نيازمندي در خلوت با تو ، اشك را تحت تاثير نيروي جاذبه قرار مي دهد ؟

تفسير نام تو ميسر نيست ، چون احدي ، و وحدانيت در قالب گفتار و نوشتار نمي گنجد. حالا مي فهمم كه جذبه وصال تو اي خالق بي همتا تابعي از قوانين علمي كشف شده است. آن هنگام كه كوتاهي من در طاعت تو مجذوب مقدس مقام كبريايي تو است، هر چند كه قطبي نا همنام دارد.

تو كلام آخر را به شكل تمنا بر زبانم جاري ساز :

با من باش تا زماني كه شعار ضربان قلبم روندي معكوس در پيش مي گيرد تا شب يلداي فراق با وصالت سحر شود.

 

اگه باز هم به خوندن چنين مطالبي علاقه داريد و يا مي خواهيد در وبلاگ شما آرشيوي از اين مطالب باشد نظر خود را بدهيد و علاقمندي خود را نسبت به نوشته هايم بگوييد

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 12:24  توسط نگين | 

قاب عكس :

 

چه سخت است وقتي راهي جز رفتن نباشد ، و چه سخت است آن گاه كه مجالي براي رفتن نباشد ،  اي تنها فرصت زندگي !

چه كنم ؟؟ ته نگاه تلخ تو را به صد نگاه عاشقانه نمي فروشم !

نگاهت را قاب مي گيرم كه شايد روزي دوباره برگردي و تنها راه شناسايي تو قاب عكس كهنه باشد ....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 12:19  توسط نگين | 
نگین از حسن انتخاب شما متشکر است.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 12:13  توسط نگين | 

خود را شبي در آينه ديدم دلم گرفت

               از فكر اين كه قد نكشيدم دلم گرفت

از فكر اين كه بال و پري داشتم ولي

               بالا تر از خود نپريدم دلم گرفت

از اينكه با تمام پس انداز عمر خود

               حتي ستاره اي نخريدم دلم گرفت

نقاشي ام تمام شد و زنگ خانه خورد

               من هيچ خانه اي نكشيدم دلم گرفت

شاعر كنار جو گذر عمر ديد بس

               خود را شبي در آينه ديدم دلم گرفت

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 11:11  توسط نگين | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
با سلام
ممنون از انتخاب خوبتون! وبلاگ نگین1400 بهترین آرزو ها رو برای شما داره

نوشته های پیشین
دی 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
پیوندها
حاج امید
دلکده
قاصدک امید
آزادی برای همه
عاشق دل شکسته
نگین 84
قایق کاغذی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM