تبليغاتX
نگین 1400

با سلام!

سلامي به گرمي مهيا گاز و كيفيت سينجر گاز و نو آوري نيك كالا با ضمانت پنج ساله! زيرا اين نام نيك است كه مي ماند. اميدوارم سلام گرم مرا پذيرا باشي و با چسب دو  قلوي پنج دقيقه اي جلا سنج بر دل بچسباني. امشب با تمام غم ها در كنار تلويزيون پارس نشسته ام و با خودكار بيك اين نامه رابرايت مي نويسم. زيرا فقط اين نام بيك است كه مي ماند و اين بيك است كه مثل بيك مي نويسد. هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گرفتي، فقط ضد يخ بهران بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه ايران بود كه پولش را داد. همانطور كه نياز امروز پشتوانه فرداست. اي كاش اينجا بودي و بدنم را كه مثل توپ پينگ پنگ خانواده بالا و پايين مي رفت، مي ديدي. بايد اعتراف كنم كه نگاهت اثري عميق تر از نوار كاست طه بر جاي گذاشت. بيا تا سفر عشق را با پيكان جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم و با روغن ترمز سپند و سپهر آسوده تر برانيم. بيا تا پيچ هاي زندگي عاشقانه مان را با ابزار مهدي باز كنيم. برگرد! برگرد تا عشقمان را با هادي رنگ، رنگ سبز كنيم. بيا تا اتاق هاي آن را فرش محتشم كاشان بگسترانيم و آن را با ايران رادياتور گرم كنيم. بيا تا گرد و غبار جدايي و تنهايي را با جاروبرقي پارس خزرپاك كنيم و تابستان را با بستني ميهن كه بستني اش خوشمزه تر از شير مادر است؛ پشت سر بگذاريم. بيا تا با هم همراه عشقمان سوار بر اسب هاي شهر بازي، اشي مشي بخوريم. بيا تا لباس هاي عشقمان را با چرخ خياطي فاف كه محصول كارخانجات كاچيران است، بدوزيم. بيا تا لوازم سفر عشقمان را از فروشگاه شهروند خريداري نماييم و در پايان برايت هديه اي مي فرستم كه كوچكترين ذره محبت را اندازه گيري مي كند و آن چيزي نيست جز ترازوي پنج كيلويي هديه كه به دلچسبي و گوارايي پارسي كولاست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 15:16  توسط نگين | 

الهي

كدامين كهكشان بر گرد تو گشت و واله و حيران تو نگشت؟

كدامين نيلوفر آبي به عشق تو سر فرا آورد و جاذبه مهر تو را ديد و به بركه گريخت ؟

معشوقا :

كدامين انسان پيشاني عشق بر خاك ربوبيت تو سائيد و دل به ديگري سپرد ؟

دلبرا :

كدامين پروانه ، شعله هاي ملتهب جمال تو ديد و به ظلمت پناه برد؟

ربا :

كدامين مربي كلامي با تو گفت و لب از صحبت ديگران ننهفت ؟

خدايا !!

مباد كه عندليب دلم غزلخوان بستاني ديگر گردد.

خدايا!!

مرغ دلم كه در دام توست مباد كه ياد آشيان كند.

نكند كه روزي از من بتابي و نشود كه نگاه حيرانم را منتظر بگذاري.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 11:49  توسط نگين | 
سلام
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 18:49  توسط نگين | 

نامه اي به خدا

 

اي زيباترين غزل زندگي ، هنگامي كه مي خواهم از تو براي تو بنويسم قلم از ابهت نامت بر اصطكاك صفحه غلبه نمي كند. در خود مي نگرم كه تركيب عقل و احساس چگونه عاجزانه تو را مي خواند و كاش مي توانست تو را آنچنان كه شايسته است ، بخواند.

اي زمزمه دل نواز بر لب هاي سوخته گان ، چشمان منتظرم را كه ملتمسانه به آسمان پر ستاره ات دوخته شده ، روشني دوباره بخش.

خستگي پاهايم را كه كهكشان فاصله ميان من و تو را خالصانه مي پيمايد ، پذيرا باش. شتاب تند شونده نقش هايم را درياب. آن گاه كه تو را در قلب خود احساس مي كنم.گرماي حضورت در دلم آتش طلب را شعله ور مي سازد .

اي طلوع بي غروب مگذار در آينه دلم تصويري از غروب اميد منعكس شود.

نمي خواهم بر سطح شيبدار از انحطاط قرار گيرم بلكه آرزوي من گسست از ژرفاي خيال و پيوست به غايت حقيقت است. تو چه هستي كه خود را آگاه در قالب تراوش هاي ذهني و گاه پژواك فريادي از پس كوه ها به من مي نماياني.

خواست تو تعبيه خواب هاي مشوش من است و اراده تو در تحقق آرزوهاي به فلاهر دست نيافتني نمود پيدا مي كند. نگذار انرژي دروني من در كشاكش روزگار ، به سمت صفحه ميل كند . بگذار از پشت منشور به حركت دوار زندگي بنگرم و به زيبايي هفت رنگ رنگين كمان لبخند بزنم.

فرياد ندامت و پشيماني مرا انعكاسي جز بخشايش تو نيست. تو با دميدن روح در كالبد انسان چه كردي كه نجواي نيازمندي در خلوت با تو ، اشك را تحت تاثير نيروي جاذبه قرار مي دهد ؟

تفسير نام تو ميسر نيست ، چون احدي ، و وحدانيت در قالب گفتار و نوشتار نمي گنجد. حالا مي فهمم كه جذبه وصال تو اي خالق بي همتا تابعي از قوانين علمي كشف شده است. آن هنگام كه كوتاهي من در طاعت تو مجذوب مقدس مقام كبريايي تو است، هر چند كه قطبي نا همنام دارد.

تو كلام آخر را به شكل تمنا بر زبانم جاري ساز :

با من باش تا زماني كه شعار ضربان قلبم روندي معكوس در پيش مي گيرد تا شب يلداي فراق با وصالت سحر شود.

 

اگه باز هم به خوندن چنين مطالبي علاقه داريد و يا مي خواهيد در وبلاگ شما آرشيوي از اين مطالب باشد نظر خود را بدهيد و علاقمندي خود را نسبت به نوشته هايم بگوييد

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 12:24  توسط نگين | 

قاب عكس :

 

چه سخت است وقتي راهي جز رفتن نباشد ، و چه سخت است آن گاه كه مجالي براي رفتن نباشد ،  اي تنها فرصت زندگي !

چه كنم ؟؟ ته نگاه تلخ تو را به صد نگاه عاشقانه نمي فروشم !

نگاهت را قاب مي گيرم كه شايد روزي دوباره برگردي و تنها راه شناسايي تو قاب عكس كهنه باشد ....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 12:19  توسط نگين | 
نگین از حسن انتخاب شما متشکر است.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 12:13  توسط نگين | 

خود را شبي در آينه ديدم دلم گرفت

               از فكر اين كه قد نكشيدم دلم گرفت

از فكر اين كه بال و پري داشتم ولي

               بالا تر از خود نپريدم دلم گرفت

از اينكه با تمام پس انداز عمر خود

               حتي ستاره اي نخريدم دلم گرفت

نقاشي ام تمام شد و زنگ خانه خورد

               من هيچ خانه اي نكشيدم دلم گرفت

شاعر كنار جو گذر عمر ديد بس

               خود را شبي در آينه ديدم دلم گرفت

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 11:11  توسط نگين | 

 

 

 

  خواهش مي كنم اگر اين مطلب رو ديدي تا آخرش بخون و نظر بده

                      حتما خوشت مي ياد . شك نكن.

         

 

                 به نام تنها پناه آ شفتگان ديار سرنوشت

تقديم به تو :

اي كه هنوز هم تكه اي از آسمان در چشمت ، جرعه اي از دريا در دستت و تجسمي زيبا از خاطره ايثار گل سرخ در معبد ارغواني دلت به يادگار مانده است. نخستين چكه ناودان بلند يك احساس را به روي حجم سپيد يك كاغذ مي ريزم و آن را با لهجه همه پروانه صفت هاي اين گيتي بي انتها به آستان نيلوفري دل زلالت هديه مي كنم.

                                                در پناه خالق نيلوفر ها مهربان و شكيبا باش.

 

يه نفر خوابش مي ياد و واسه خواب جا نداره

يـــه نــفر يــه لقــمه نــون بــراي فــردا نــداره

يه نفر مي شينه و اسكنــاساشو مي شمره

مــي خواد امتــحان كنـه كه تــا داره يا نــداره

يه نفر از بس بزرگه خونشون گم مي شه توش

اون يكي اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا مي خواد واسه دخترش عروسك بخره

انتخابم مي كنه پولشو اما نداره

يكي دفترش پر از نقاشي و خط خطيه

اون يكي مداد براي آب و بابا نداره

يكي ويلاي كنار درياشون قصره ولي

اون يكي حتي تو فكرش آب دريا نداره

يه نفر تولدش مهمونيه همه مي يان

يكي تقويم واسه خط زدن رو روزا نداره

يكي هر هفته يه روز پزشكشون مي ياد خونش

يكي داره مي ميره ، خرج مداوا نداره

يه نفر مي ارزه امضاش به هزار تا عالمي

يكي بعد عمري رنج و زحمت امضا نداره

يكي از واحداي بالاي برجشون مي گه

يكي اما خونشون اتاق بالا نداره

يكي پول نداره تا دو روز به شهرشون بره

يكي طاقت واسه صدور ويزا نداره

يكي فكر آخرين رژيماي غذاييه

يكي از بس كه نخورده شب و روز نا نداره

يكي از بس شومينه گرمه مي افته از نفس

يكي هم براي گرماي دساش ها نداره

دخترك مي گه خدا چرا ما … مادرش مي گه

عوضش دختركم اون خونه ليلا نداره

بچه اي كه تو چراغ قرمزا مي فروشه گل

مگه درس و مشق و شور و شوق و رويا نداره

يه نفر تمام روزا و شباش طولانيه

پس ديگه نيازي به شباي يلدا نداره

ياد اون حقيقت كلاس اول افتادم

دارا خيلي چيزا داره ولي سارا نداره

و از اين به بعد

بعضي قلبا ولي دنيايي واسه خودش داره

يه چيزايي داره توش كه توي دنيا نداره

هميشه تو دنيا كلي فرقه بين آدما

اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره

آدما از يه جا اومدن همه مي رن يه جا

اون جا فرقي ميون فقير و دارا نداره

كاش يه روزي بشه كه ديگه نشه جمله اي ساخت

با نمي شه ، با نمي خوام ، با نشد ، با نداره

 

اگر لطف كني و نظرت را بگي خوشحالم مي كني

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 9:0  توسط نگين | 

مادر زمين

زمين مانند دست زبر مادر

ترك دارد تمام پينه هايش

شكسته چيني احساسش از غم

ولي هرگز نمي ريزد صدايش

پر از چين است و چركين صورت او

لباسش چون گداها وصله دارد

نگاهش مانده در دود و ترافيك

و دارد غصه ها را مي شمارد

به جاي خنده ديگر بر لبانش

نشسته زخم زرد خشك سالي

نمي رويد ز فكرش شعر گندم

دو دستش مانده از پروانه خالي

و من :

خدايا كاش باران مي شدم تا

تمام غصه هايش را بشويم

برويد بر لبش لبخند شادي

دوباره من به او "مادر"بگويم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 8:58  توسط نگين | 

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه گل هاي نيلوفر صدا كردم.

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم.

پس از يك جست و جوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس

تو را از بين گل هايي كه در تنهايي ام روئيد با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتيflower

دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي

و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم

تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم

همين بود آخرين حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگينت

حريم چشمهايم را بروي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم.

نمي دانم چرا رفتي

نمي دانم چرا شايد خطا كردم

و تو بي آنكه فكر غربت چشمان من باشي

نمي دانم كجا ،تا كي ، براي چه

ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد

و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد

و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشت

تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود

و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت

كسي حس كرد من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد

كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد

و من با آنكه مي دانم تو هرگز نام من را با عبور خود نخواهي برد

هنوز آشفته چشمان زيباي توام

برگرد !!

ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد

كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سردست

نمي دانم چرا ؟؟! شايد به رسم عادت پروانگي مان باز

براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

                                             باز هم مريم حيدرزاده

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1384ساعت 9:5  توسط نگين | 

آخرالزمان يعني...

    مي خواهي بدوي، عجله داري كه يكي مي آيد و مي پرسد آخرالزمان شده يا نه و رهايت نمي كند تا بگويي آخرالزمان يعني چه ؟!!!

    آخرالزمان يعني آسمانخراش 100 طبقه ساختن و كوكاكولا و همبرگر مك دونالد در دست گرفتن و از فراز آن با سر به پايين پريدن.

    يعني تا صبح در كازينو هاي لاس وگاس مد ، ناموس ، قمار كردن و تا شب در دنسينگ هاي « لس آنجلس » رقصيدن و با تير پسر 12 ساله اي مست به درك واصل شدن.

    آخرالزمان يعني دخترهايي كه موتورهاي «رلي داويدسون» سوار مي شوند

يعني بيتل ، پانك ، رپ ، و هوي متال.

    يعني مويي كه گاه لخت مي شود ، گاه از بيخ به تيغ كشيده مي شود و گاه روغن مي خورد.

    آخرالزمان يعني شب خوابيدن و صبح مارتين لوتر شدن.آخرالزمان يعني قبله را با BBC تنظيم كردن. يعني تلفن به خودم «الو سلام »

    آخرالزمان يعني جاروبرقي وكس، يخچال جنرال الكتريك، هندي كم سوني ووو ....

    ولي آخرالزمان سال هاست كه از ياد رفته است. خواب جامعه باز ديدن نيست.اتنظار همين جاست. انتظار يعني 25 سال شكنجه. يعني عارف بودن و عاشق شدن.

    يعني اشك مادر چهار پسر داده را به خون پنجمي بشويي ، يعني عشق عزيزترين آرام ات را با وضوي نماز صبح پاك كني.

  و

يعني يعني يعني ....

                                                                    نگين

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 7:30  توسط نگين | 

 

سخنان بزرگان علم :

عشق شهپري است كه خدا به انسان داده تا با آن به نزد او پرواز كند.

                                                                                                  ( ميكل. آنژ)

در جواني مستي، در پيري سستي، پس كي خدا پرستي؟!

                                                                     ( خواجه عبدالله انصاري)

از ستم كردن بر كسي كه جز خدا كسي را ندارد پرهيز كن.

( تيمور لنگ )

انكار وجود خدا به منزله افكار وجود انسان است.

( موريس. مترلينگ )

عشق حيات عاشق را تشكيل مي دهد والا معشوق بهانه است.

( آلفونس. كار )

نگين

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 7:28  توسط نگين | 

شيطاني در فوتبالflower

روبرتو كارلوس متولد 4 اكتبر 1973 در روستاي سن خوزه واقع در ايالت سائوپائولوي برزيل است. روبرتو با اينكه در خانواده اي ورزشكار به دنيا آمد ولي به دليل فقر هرگز نتوانست فوتبال را از سنين كودكي آغاز كند. او تا 12 سالگي مجبور بود كار كند.روبرتو بسيار باهوش و پر جنب و جوش بود و يك روز كه با يكي از برادرانش بحثش شد، تصميم گرفت او را محكم با پا شوت كند !! پدرش با ديدن اين صحنه به جاي اينكه او را تنبيه كند از قدرت پاي او شگفت زده شد و گفت:

روبرتو! تو يك روزي فوتباليست معروف و بزرگي مي شوي. روبرتو به قدرت افسانه اي پاي چپش پي برد و هر بار كه با كسي دعوايش مي شد او را تهديد به شوت شدن مي كرد.

روبرتو عاشق نارگيل، برنج و لوبيا است. و البته بسيار خوب جك تعريف مي كند كه منجر به اخراج يك روزه اش از كلاس درس مي شود . او در 12 سالگي به پيشنهاد پدرش كار در كارخانه را رها كرد و رفت دنبال عشق خود يعني فوتبال .

روبرتو با درخشش در ليگ فوتبال برزيل توانست به تيم ملي راه پيدا كند و در جام جهاني به قهرماني برسد. قدرت پاي چپش و همچنين سرعت بسيار زياد ضرباتش( 170 كيلومتر در ساعت) باعث شد تا تيم هاي اروپايي او را زير نظر بگيرند .

پيشنهاد هاي زيادي به او براي شركت در تيم هايي مانند چلسي و ... شده ولي او قصد ترك سانتياگو برنابئو، رئال و دوستاني نظير رونالدو، زيزو و رائول را ندارد.

نكته .... نكته .....

رونالدو از حضور ديويد بكهام در تيمشان دل خوشي ندارد.

او هميشه موهاي او را مسخره مي كند ، چون كمي شيطان است.

                                                                  نگــــين

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 7:27  توسط نگين | 

۱ -عشق جواتي

 

محل آشنايي :

صف نان، راه مدرسه ، كوچه ، بقالي محل.

وسايل ارتباطي :

بالكن ، پنجره هاي نا به جا ، اون طرف خيابون ، نامه.

عوامل بازدارنده:

برادرهاي بي شمار ، پدر زحمتكش ، ادامه تحصيل ، پنجره هاي بسته.

عوامل تحكيم كننده :

نشان دادن عمق مرام و معرفت ،بدنسازي و پوشيدن تي شرت هاي عجق وجق ، خريدن شكلات براي خواهر كوچيكه.

وسايل نقليه :

خط11 ، ميني بوس‌، موتور دنده اي ترجيحا با بوق اتوبوسي و نيسان گاوي پدري.

وصف حال :

مي گن عشقش مرباس                 باباش هموزن خرساس

داداشــــاش ضد حالـــن                 پسرخالش سرش طاس

 

2- عشق سنتي:

 

محل آشنايي :

مراسم عقد كنان پس از جاري شدن صيغه عقد.

وسايل ارتباطي‌ :

مادر، پدر ، خواهر ، خاله ، عمه و هركس ديگري كه بتواند سلامت ارتباط طرفين را تضمين كند.

عوامل بازدارنده :

عدم تفاهم ايدئولوژيك ، سياستهاي بين المللي ، پروپيمان نبودن حساب بانكي يكي از طرفين .

عوامل تحكيم كننده :

تفاهم والدين ، رديف بودن كار و كاسبي ، وضع بازار .

وسيله نقليه :

بنز 28 مدل 1973 ، پاترول چهار در ، بيوك 5B .

وصف حال :

انتخابي مطمئن با ضمانت نامه گلد ايران.

عشق بوتيكي :

 

محل آشنايي :

بوتيك هاي ته پاساژ

وسايل ارتباطي :

دادن تخفيف هاي 100 درصد به بالا‌ ، روابط عمومي

عوامل تحكيم كننده :

فضاي خاص مغازه، رضايت خريدار ، كيفيت بالاي البسه فروخته شده به انضمام كاغذ هاي شماره دار

عوامل بازدارنده :

حضور يك پدر عصر حجري به عنوان صاحب اصلي مغازه ، حضور يك مادر پيله به عنوان مشاور خريد

وسيله نقليه :

پرايد ،‌ رنو 5 ، ماتيز

وصف حال :

نمي خواستم خورشيد و ازت بگيرم

نمي خواستم آسمونت ابري باشه

                                                              نازنيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن...!!!

 

4- عشق مايه داري

 

محل آشنايي :

كافي شاپ ، كافي نت ، كبابي اصغر جوجه

وسايل ارتباطي :

SMS ،  Key boardو ...

عوامل تحكيم كننده :

سند آپارتمان ، اعطاي صميمانه حق طلاق ، حماقت بيش از حد

عوامل بازدارنده :

داشتن عقل ، نداشتن پول

وسيله نقليه :

بنز الگانس ، هواپيماي چارتر ، كشتي تايتانيك

وصف حال :

درد عشقي كشيده ام كه مپرس

زهر ماري چشيده ام كه مپرس

گشته ام در جهان و آخر كار

عنتري برگزيده ام كه مپرس

 

                                                   نگين

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 7:26  توسط نگين | 

 

                      تير يپ مثبت بازي                      

وسيله سفر:

رنو تهران 29 تا 42 يخچالي، پرايد 78 تا 80 سفيد يخچالي، اتوبوس وولو سير و سفر

تجهيزات :

ندارد

اكيپ سفر :

حداكثر 3 نفر

تيپ سفر:

پيراهن مردانه، شلوار گاواردين، كفش چرمي، عينك طبي يا بلوز سبز پر رنگ، شلوار جين سبز كمرنگ، كفش سبز بي رنگ ، عينك طبي

اسباب سفر:

مسواك اورال B ، خمير دندان سيگنال 2 ، ست عطر، ادوكلن ، مام زير بغل، اسپري و خمير ريشNIVEA ،سشوار ، اتو ، شلوارك ، خلال دندان ، جوراب حوله اي سفيد ، دوربين عكاسي ، هندي كم ، مايو شلواركي ، كليد ويلاي فاميل و ...

مطالعه سفر :

نقشه جاده چالوس ، هراز و رشت ، كتاب پيرمرد و دريا، زندگي نامه كوچك جنگلي، لطيفه هاي خواندني تاليف منوچهر نوذري.

تغذيه سفر:

ساندويچ هايدا، كتلت ، خامه و عسل ، كته كباب ، جوجه چي توز، چي پلت ، چي چك

موسيقي سفر:

با خ ، اروس رامازوتي، ممد اصفهاني

خلاف سفر :

ماءالشعير، سن ايچ، آدامس Orbit ، آب يخ، SMS

تفريحات سفر:

قدم زدن لب ساحل دريا، تفكر در ساحل دريا ، مصاحبه در ساحل دريا ، مناظره در ساحل دريا ،مكاشفه در ساحل دريا

هدف سفر:

انبساط خاطر، انقباض پس انداز ، كنكاشي دوباره در نگرش به چگونگي هستي طبيعت يا چيزي در همين مايه ها

                                                                            نــگــــيــن

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 7:24  توسط نگين | 

كاربران جي ميل هم يك سايت خصوصي د ارن. اگه از سرويس رايگان ايميل گوگل استفاده مي كنين اين سايت رو از دست نديد:

www.gmailusers.com

يك سيستم فارسي كه به شما كمك مي كنه در سايت يا وبلاگتون حالات روحي خودتون رو نشون بدين. مثلا بگين كه الآن ناراحتين يا خوشحال:

Mymood.ashoob.net

باز هم سايتي براي معرفي و دانلود نرم افزارهايي كه مي خواهيد :

www.iranisoft.com

يه سايت پر از عكس از هر چيز و هر جا كه بخواين:

www.photoblink.com

اسكناس هاي ايراني از آغاز تا كنون:

www.banknotes.com

گروه موسيقي دلخواه خود را در اين سايت بسازيد:

www.createbands.com

با اين سايت حجم امكانت جست و جوي خود را افزايش دهيد:

www.moregoogle.com

اگر فتو بلاگ دارين يا مي خواين اطلاعاتي در اين باره به دست بيارين:

www.photoblogs.org

صفحه اول 320 روزنامه مطرح از 44 كشور جهان:

www.newseum.org/todaysfrontpages

و بالاخره سايت خبرگزاري دانش آموزي پانا:

www.irpana.com      www.irpana.ir

 

* نگين *

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 7:23  توسط نگين | 

 YAHOO !

Yahoo! was founded by two Stanford graduate students David F and Jerry Yang in January 1994. The kid turns only eleven years old this January 2005, but it's already a giant. With about 1.9 billion page views per day, Yahoo! Is currently the most visited website on the internet

Yahoo Mail

Yahoo! Mail was born in 1997 when Yahoo! Bought Rocket mail, a company with an email service, and changed the name to Yahoo! Mail.

 

On April 1, 2004, an email war started between Microsoft, Yahoo, and Google when Google announced that it was working on a web mail service, called G mail.

 

By the way, do you Yahoo!?     Negin

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 7:22  توسط نگين | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با سلام
ممنون از انتخاب خوبتون! وبلاگ نگین1400 بهترین آرزو ها رو برای شما داره

نوشته های پیشین
دی 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
پیوندها
حاج امید
دلکده
قاصدک امید
آزادی برای همه
عاشق دل شکسته
نگین 84
قایق کاغذی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان